Thursday, November 3, 2011

ویکی لیکس هنوز نفس می کشد



دیروز رسانه های انگلیسی اعلام کردند دیوان عالی این کشور درخواست فرجام جولین اسانژ موسس وب سایت افشاگر ویکیلکس را بریا عدم استرداد به سوئد رد کرده است. بنابراین وکلای اسانژ فقط دو هفته فرصت دارند به رای دیوان عالی اعتراض کنند و در غیر اینصورت او باید تا سپتامبر سال آینده -یعنی 8-7 ماه دیگر- به سوئد مسترد شود تا به جرمش که گفته می شود ایذا و آزار جنسی است رسیدگی شود. اسانژهم گفته از آنجایی که می داند رای علیه او و اتهاماتش در سوئد همه سیاسی هستند پس برای عدم استرداد به سوئد همه تلاشش را خواهد کرد چون اگر او به سوئد پس داده شود طبق شکایتی که دولت امریکا از او به اتهام افشای اسناد دیپلماتیک محرمانه کرده او را به امریکا خواهند فرستاد و لابد او هم به سرنوشت بردلی منینگ تنها متهم همکاری با ویکیلیکس که بیشتر از 570 روزست در زندانی در ویرجینیا سبر می برد خواهد پیوست. 

دو سه شب پیش مارسل غانم مجری برنامه گفتگو درشبکه LBC فضایی لبنان گفتگوی زنده ای را با اسانژ انجام داد که واقعا جالب بود. 

مارسل غانم و جولین اسانژ
 
این برنامه جالب بود بابت حرفهایی که اسانژ می زد. حرفهایی که براحتی در رسانه ها پخش نمی شوند و حسن پخش شدن این حرف ها هم این بود که برنامه زنده بود. من حرفهایی را که اسانژ می زد تا آنجایی که یادم هست می نویسم و بعدتر اگر توانستم لینکی در این مورد پیدا کنم حتما ضمیمه خواهم کرد. 
اما حرفهایی که اسانژ زد نشان می داد این آدم دشمن امریکا و اسراییل است و عملا با امریکا درافتاده است. وقتی غانم از او سوال کرد چرا در مورد اسراییل مطلب منتشر نکرده اند گفت به روزنامه های همکار در انتشار اطلاعات که عبارت از نیویورک تایمز، ال پاییس، لو موند ، گاردین و در اشپیگل اعلام کرده بودند که در عرض یک هفته دوسری اسناد را منتشر خواهند کرد که سری دوم متعلق به اسراییل است و این روزنامه ها همگی مطالب مربوط به سری اول اطلاعات را منتشر کردند ولی وقتی هفته دوم رسید هیچ کدام مطالب را منتشر نکردند و تنها یک روزنامه کوپک نروژی به نام افتن پوستن بود که اطلاعاتی در مورد اسراییل را منتشر کرد. 
اسانژ گفت بعد ازاین عملا همکاری هایشان با این روزنامه ها به مشکل برخورد خصوصا که بتدریج متوجه شدند آنها عملا تیتر و موضوع سند های دیپلماتیک را عوض می کنند. حالا ویکی لیکس بتدریج مدتی است که به روزنامه های لبنانی خصوصا الاخبار + همکاری می کند اما به قول خود او روزنامه های خاورمیانه هیچ کدام عملا مستقل نیستند و همیشه نگاه می کنند بببینند روزنامه های غربی چه مطالبی را منتشر می کنند و آنها هم عملا همان ها را بازتاب می دهند که ظاهرا الاخبار به زعم او یک استثنا در خاورمیانه ست.
اسانژ بدون اینکه به تایید یا رد اتهام بردلی منینگ + , + مبنی بر اینکه او اسناد امریکا را در اختیار آنها قرار داده اشاره کند همچنین گفت بردلی منینگ عملا زندانی سیاسی دولت امریکاست و خود او هم ممکنست روزی به سرنوشت منینگ دچار شود.
بعد در مورد الجزیره گفت شبکه الجزیره عملا به ابزار سیاست خارجی دولت قطر تبدیل شده و اینکه  الجزیره حاضر نشد سرکوب و تظاهرات بحرین را پوشش بدهد یا در قضیه سوریه و لیبی عملا برعکس سیاست قبلی اش راه رفت  همین موضوع را ثابت می کند و به عبارت دیگر ، دیگر امیدی به الجزیره هم نیست. ( من چند ماه در این مقاله  تریبون مستضعفین + به این موضوع اشاره کرده بودم)  
حرفهای دیگری که او زد هم بطور خلاصه اینها بودند: 

-  مستر کارت و ویزا کارت عملا ابزارهای وزارت خارجه امریکا هستند. هرکسی یکی از آنها را دارد عملا یک شعبه از وزارت خارجه امریکا را توی جیبش یا کیفش حمل می کند. ( با اشاره به اینکه این شرکت ها در ظاهر مستقل هستند اما به دستور دولت امریکا پرداخت های اینترنتی به ویکیلکس را ممنوع و کنسل کردند و حساب های آنرا بستند) 

- بنیاد نوبل بردلی منینگ و خود من (اسانژ) و ویکیلیکس را جزو کاندیداهای صلح نوبل قرار داده بود ولی ما می دانستیم چنین چیزی غیر ممکن است چون نوبل هم ابزار سیاست خارجی دولت نروژ است و وقتی به اوباما تنها 18 روز پس از به ریاست جمهوری رسیدنش جایزه نوبل می دهد پس غیر ممکن است به ویکیلیکس هم بدهد. 

- به ما تهمت می زنند که قصد فروش اسنادتان را به "ایران" داشته اید. 
-اینترنت و دنیای اطلاعات برای اینست که مردم همدیگر را بشناسند و با هم ارتباط پیدا کنند ، قرآن و انجیل هم دقیقا برای این آمدند که مردم به هم بشناسانند  وبین آنها ارتباط برقرار کنند. 

- اینترنت امروز زیر دست سیا و موسادست و آنها همه را زیر ذره بین دارند. 

- امریکا بزرگترین حامی قذافی بود، سازمان اطلاعات و امنیت لیبی را هم فرانسوی ها اداره می کردند  و ما در اسنادی که منتشر کردیم همه را نشان دادیم اما ورق علیه قذافی وقتی برگشت که آنها احساس کردند می توانند ساقطش کنند ، چنانچه کردند.


و سخن آخر اینکه:

چرا دولتمردان جمهوری اسلامی هرگز از افشاگری های ویکیلیکس حمایت نکردند یا اسانژ را جدی نگرفتند ؟ چون در آنها هرچه بود مکاتبات امریکایی ها بود با وزارت خارجه شان و اگر هم نظری در مورد ایران یا علیه این کشور بود ( مثل سفیر سعودی عادل الجبیر که به امریکایی ها گفته بود ملک عبدالله پیغام داده سر این افعی -ایران- را قطع کنید) عملا افشاگری هایی از نظرات دولت های اطراف عرب زبان در مورد ایران بود. یعنی هرچه بود همه به نفع ایران بود تا علیه آن. 
آنچه من دیدم و احساس کردم این بود که اسانژ هم در جبهه حق قرار دارد .... اما اینکه جبهه حق را دقیقا چه کسانی تشکیل می دهند و مرزهایش تا کجاست خود بحث دیگری می طلبد...

*** این هم پست دیگری +  که درباره ویکی لیکس نوشته ام.

ا






Post a Comment