Sunday, May 6, 2012

سارکوزی ٬ بودن یا نبودن؟ مسئله اینست



امروز یکشنبه مردم فرانسه در یکی از مهمترین انتخابات اروپا شرکت می کنند تا نه تکلیف ریاست جمهوری این کشور بلکه تکلیف نیکلاس سارکوزی را معلوم کنند. در واقع مهمترین نکته این انتخابات اینکه چه کسی به کاخ الیزه میرود نیست بلکه اجماع برسر اینست که دیگر سارکوزی در راس هرم قدرت این کشور نباشد.

سرنگونی سارکوزی پیامدهای مهمی برای فرانسه و اروپا خواهد داشت و اولین پیامد آن سرنگونی مرکل خواهد بود. البته ممکن است سقوط مرکل زیادی خوش بینانه به نظر برسد بخصوص که در میان اروپای بحران زده این اقتصاد آلمان است که هنوز هم پابرجا باقی مانده و نه تنها دچار رکود و بحران نشده بلکه رشد اقتصادی نیز داشته است اما اقبال به سوسیالیست ها در کل اروپا ناچار به آلمان نیز خواهد رسید و دلیل عمده آن دقیقا وضعیت اقتصادی اروپا از یک سو و آلمان از سویی دیگر است. در واقع ظاهرا سارکوزی تازه ترین قربانی رکود اقتصادی اروپاست که پیش از این نخست وزیران یونان و ایتالیا را از قدرت به زیر کشید و ادامه دار هم خواهد بود. 
در  دور اول انتخابات ریاست جمهوری فرانسه مردم وقتی اولین نه را به سارکوزی گفتند که ۲۸.۶٪به اولاند ٬ حدود ۲۷٪ به سارکوزی ٬ ۱۷.۹٪ به نامزد جناح راست افراطی ماری لو پن و ۱۱.۱ ٪ به ژان لوک ملانشو چپ افراطی و ۹.۱٪ به فرانسوا بیرو رای دادند و رویهم رفته ۷۲.۹٪ به سارکوزی رای منفی دادند. + این در حالی است که میزان مشارکت مردم در دور اول ۷۰.۹ ٪ بود .+ برای دور دوم وقتی سارکوزی امید به حمایت راست های افراطی داشت اما ماری لوپن حاضر به حمایت از او نشد و فرانسوا بیرو از هوادارانش خواست به اولاند رای بدهند. به نظر می رسد امروز هم فاصله سارکوزی و اولاند بسیار کم باشد و بسیاری از نظر سنجی ها حداکثر اختلاف ۴درصدی را پیش بینی می کنند. سارکوزی هم تهدید کرده است که در صورت انتخاب نشدن از سیاست کناره گیری می کند که می تواند خبر خوبی باشد. 

چرا فرانسوی ها سارکوزی را نمی خواهند ؟ 

سارکوزی به چند دلیل مورد علاقه مردم کشورش نیست. مهمترین دلیل آن همراهی فرانسه با آلمان در جریان ماجراهای رکود اقتصادی و ایجاد محور مرکوزی (مرکل + سارکوزی) برای ایجاد فشار به سایر اقتصاد های اروپایی است. دومین دلیل آن دنباله روی سارکوزی در سیاست خارجی امریکاست. یکی از نقاطی که اولاند روی آن انگشت گذاشت و وعده پایان آن را داد ماموریت نیروهای فرانسوی در افغانستان بود که تا کنون متحمل ۸۲ کشته شده اند. + سومین دلیل سیاست های راستی واسلام-هراسی و بیگانه-هراسی و مخالفت با مهاجران در دولت سارکوزی است که مردم را علیه او به واکنش کشانده است. سارکوزی در انتخابات سال ۲۰۰۷ به مردم کشورش قول داده بود بیکاری را زیر ۵٪ نگه دارد و حالا نرخ بیکاری در فرانسه صنعتی ۹.۴٪ است و به تعداد بیکاران یک میلیون نفر افزوده شده و از رتبه اعتباری اقتصادی آن هم یک واحد کم شده است. رفتار سبکسرانه  و بوالهوسی های سارکوزی و شایعات درباره او و توجه رسانه ها به رفتارهای او و همسرش تاثیر خوبی در بین فرانسوی ها نداشته اند و نهایتا آخرین میخ بر تابوت سارکوزی در هفته گذشته اعلام وب سایت میدیاپارت + مبنی بر کمک ۵۰ میلیون یورویی قذافی به هزینه های انتخاباتی سال ۲۰۰۷ سارکوزی کوبیده شد. قذافی که به کمک مستقیم و پشتیبانی مصرانه سارکوزی از قدرت ساقط شد . البته سارکوزی به شدت این ادعا را رد کرد و مدعی شد از میدیا پارت شکایت می کند اما ضربه وارد شده بود بعلاوه این سیف الاسلام قذافی بود که در ماه مارس ۲۰۱۱ و زمان جنگ ناتو در لیبی گفت : « سارکوزی باید پول هایی که برای انتخابات به او پرداختیم را پس بدهد» + سارکوزی همان زمان هم این ادعاها را تکذیب کرد . با این حال با وجود تهدیدهای هفته پیش سارکوزی و تکذیب این خبر توسط مصطفی عبدالجلیل رییس جمهور خودخوانده و دست نشانده غرب در لیبی ٬ دو روز پیش بغدادی علی المحمودی نخست وزیر اسبق لیبی هم خبرمیدیاپارت و ادعاهای سیف الاسلام علیه سارکوزی را تایید کرد تا سارکوزی به این نتیجه برسد که روزی که به عنوان قهرمان ناتو وارد بن غازی شد و بر سقوط قذافی شادی کرد باید به روزی که شبح قذافی او را به زیر خواهد کشید هم فکر می کرد.


  

بعد از سارکوزی 

با رفتن سارکوزی از کاخ الیزه و آمدن اولاند سوسیالیست ٬ رهبران اروپایی٬ سیاست گذاران اقتصادی و بانک جهانی و صندوق بین المللی پول و از همه مهمتر آنگلا مرکل باید در سیاست های خود در اروپا تجدید نظر کنند و سیاست های اروپا به ناچار دچار تغییر خواهد شد خصوصا که اولاند برای موفق شدن مجبور است راهی متفاوت از سارکوزی را پیش بگیرد.    
 روابط ایران وفرانسه جدید از آنچه در زمان کنونی است بدتر نخواهد شد و احتمالا رو به بهتر شدن خواهد رفت و در سیاست های خارجی فرانسه بخصوص در خاورمیانه و ( احتمالا سوریه و لبنان) تغییراتی روی خواهد داد. البته نباید از یاد برد این تغییرات یکشبه و مریی نخواهند بود اما عدم وجود سارکوزی با ریشه های یهودی و تعهد بی بروبرگرد به اسراییل در صحنه سیاست خارجی فرانسه ٬مطمئنا به ضررهرکس نباشد به ضرر اسراییل خواهد بود. بخصوص که فرانسوی ها به طور سنتی متحد اعراب محسوب می شوند و فلسطینی ها در دوره ای که سارکوزی در قدرت بود نتوانستند مثل سالهای دورتر سیاست خارجی فرانسه را به همدلی با خود برانگیزانند. ( برای مطالعه بیشتر در مورد روابط احتمالی آینده ایران-فرانسه خواندن این لینک + که ترجمه ای از این لینک + است توصیه می شود.) 


همه این حدس و گمان ها تنها در یک صورت محقق خواهد شد : امشب فرانسوا اولاند به عنوان رییس جمهور جدید فرانسه اعلام شود. 

اولاندعادت دارد سوار برموتور به محل کارش برود


بعد از التحریر -دوشنبه : فرانسوا اولاند با کسب ۵۱.۶ ٪ در مقابل ۴۸.۴٪ آرای سارکوزی توانست او را شکست بدهد و بعد از بیست سال سوسیالیست ها را به کاخ الیزه برگرداند.


پی نوشت :
وقتش نرسیده قانون انتخابات در ایران به گونه ای بازنویسی شود که هزینه های دقیق هرکاندیدا و محل بودجه تبلیغاتی او کاملا روشن و شفاف اعلام شود تا دیگر شاهد ریخت و پاش های بی حساب و کتاب سبزها در انتخابات ۸۸ و شهردار کنونی تهران در سال ۸۴  و چندروز اخیر جبهه متحد در تهران ٬ نباشیم؟ متصدی این موضوع چه کسی خواهد بود ؟ دولت یا مجلس؟ و کدام نماینده های مجلس؟



Post a Comment