Monday, September 17, 2012

امریکا در کنج بد فهمی



« می دانم تصاویری که از تلویزیون هایتان می بینید ناراحت کننده هستند ولی یادمان نرود که پشت هرکدام ازاین جمعیت خشمگین وعصبانی میلیون ها نفری هستند که آرزوی آزادی و احترام و شرفی را دارند که پرچم ما نماد آنهاست»
                                                                                               برک اوباما- رییس جمهور امریکا- نطق هفتگی   

« دیدن این اتفاقات برای دیپلمات های امریکایی که در پناه دیوارهای سفارتخانه مخفی شده اند کمی عجیب است [ چون آنها بودند که ] به این مردم ٬ این معترضین کمک کردند ٬ به آنها صدایی برای شنیده شدن دادند و به آنها اجازه دادند [ آزاد باشند] که حالا بتوانند این اعتراضات ضد امریکایی را راه بیندازند » ریچارد انگل٬ شبکه NBC -قاهره

با گذشت تقریبا یک هفته از اعتراضات خاورمیانه ( که البته محدود به خاورمیانه هم نماند) سوالات و تحلیل ها در مورد علل و ظرف این اتفاقات آغاز شده اند. مهمتر ازهمه امریکایی ها هستند که کانون نفرت و هجوم بودند و هستند و حالا مشغول برآورد کردن صدمات و ضررهای وارد شده هستند. بعد از چند روز گیجی ناشی از عدم درک اوضاع ٬ حالا امریکایی ها همگی متفق القول چند خط مشخص را دنبال می کنند و آنرا به خورد دنیا و متحدانشان می دهند. این چند خط آنطوری که من متوجه شده ام عملا این موارد هستند: 

۱- امریکایی ها به شدت از دست محمد مرسی رییس جمهور مصر عصبانی هستند. مرسی در روز اول حمله به سفارت امریکا سکوت کرد و بعد هم وقتی در بروکسل در این مورد حرف زد اول بی احترامی و اهانت به اسلام و حضرت محمد (ص) را محکوم کرد و بعد هم حمله به سفارت ها در بنغازی و قاهره. البته تاکید کرد که دولتش مسئولیت حفظ سفارتخانه را جدی می گیرد اما امریکایی ها هم از دست دیر محکوم کردن او ناراحت هستند و دیگر اینکه عقیده دارند پلیس مصر در مقابله با معترضان شدت عمل چندانی به خرج نداده است. از طرفی فکر می کنند او مسئول و رییس اخوان المسلمین است ( که در واقع نیست) و می پرسند اوکه رییس این گروه است چرا اجازه داده اخوان اعلام تظاهرات سراسری کند یا حتی بدتر چرا اخوان عواملش را به خیابان های قاهره نفرستاد تا مردم خشمگین را آرام کنند . اینست که اوباما در مصاحبه با شبکه اسپانیایی تله موندو حرفش را زد و گفت «مصر نه متحد ماست نه دشمن ما !» به این ترتیب مصر از افتخارمتحد امریکا محسوب شدن محروم شد. و حالا هم زمزمه هایی در مورد شرط  و شروط ادامه کمک ها به مصر و لیبی و یمن بلند شده اند.
 ( توضیح آنکه :  در ماه اول ریاست جمهوری مرسی سه مقام بلندپایه امریکا به قاهره رفتند٬ وزیر خارجه- وزیر دفاع و رییس ستاد مشترک ارتش- تا به مصر دوستی و حمایت های امریکا را یادآوری کنند)

۲- امریکایی ها حالا شروع به القا کردن این خط کرده اند که این جمعیت خشمگین و عصبانی و متنفر تنها بخش کوچکی -صدها نفر و شاید با اغماض چند هزار نفر- از جمعیت کشورهای مورد نظر هستند و همه مردم این کشورها با این اقدامات موافق نیستند و تنفر از واشنگتن تنها محدود به بخش کوچکی می شود که یا سفلی هستند یا فناتیک و رادیکال !‌ و همه باید توسط دولت هایشان کنترل و سرکوب شوند. 

۳- البته امریکایی ها طبق معمول چشم هایشان را به روی این واقعیت بسته اند که ۴۰ سال از سادات و مبارک حمایت کرده اند و گازهای اشک آور امریکایی بودند که در روزهای آخر منتهی به انقلاب مصری ها بر سر و صورت مردم می ریختند و آنها پوکه های خالی را جلوی تلویزیون ها می گرفتند و به امریکا فحش می دادند.( در بحرین همین اتفاقات هرروز تکرار می شود)  یا اینکه اوباما و دولت امریکا تا روزهای اخر از مبارک حمایت کردند و وقتی برایشان محرز شد که مبارک ماندنی نیست نقشه ای کشیدند تا عمر سلیمان را به جای او بنشانند - نقشه ای که با موفقیت همراه نشد.

۴- امریکایی ها حالا می گویند این بهار عربی بود که این مردم را آزاد کرد و امریکا هم با پیام دموکراسی و آزادی اش یکی از پایه گذاران این اتفاقات بود و حتی اجازه آنرا صادر کرد! بنابراین استفاده از این ظرفیت و حمله متقابل به امریکا منتهای نمک نشناسی است. بعلاوه اصلا علت این اتفاقات چیست ؟ اینکه این جمعیت خشمگین عمدتا در دوران همان دیکتاتورهای سرنگون شده به دنیا آمده و بزرگ شده اند و هیچ تلقی از آزادی های مختلف- منجمله آزادی بیان در بند اول قانون اساسی امریکا- ندارند. آنها چون همیشه برای همه چیز نظر دیکتاتورهایشان را خواسته اند بنابراین  نمی توانند درک کنند دولت امریکا در تهیه این فیلم هیچ کاره بوده پس تقصیر این مردم هم نیست و به مرور زمان به بلوغ فکری خواهند رسید و لیبرال و مترقی خواهند شد و این اتفاقات در آینده تکرار نخواهد شد. البته امریکایی ها ترجیح می دهند به تظاهرات در لندن و سیدنی و پاریس و بلژیک که مردم آنها همه مترقی و دموکراسی طلب هستند اشاره ای نکنند. 

۵- اولین واکنش دولت اوباما ٬ شخص خود او و مادام کلینتون به حمله به سفارت خانه ها محکوم کردن آنها بود و نه چیزی دیگر. دو روز بعد هیلاری دوباره بازگشت و به مردم اطمینان داد که دولت امریکا در تهیه این فیلم  نفرت انگیز هیچ نقشی نداشته و البته تهیه این فیلم در چهارچوب آزادی های مردم است. البته کاملا معلوم است که هیچ کس در دولت اوباما به شخص مجهول الحالی به نام سم بسیل یا هرکسی دیگر دستور ساخت آنرا نداده ٬ اما به تدریج روایت خود این فرد - که ۱۰۰ یهودی به او ۵ میلیون دلار داده اند تا این مزخرفات را در زیرزمین یا حیاط پشتی خانه اش بسازد و روی یوتیوب بگذارد- از همه جا محو شد و انگار نه انگار که این وسط پای قبیله ای از اسراییلی ها در میان بوده است. 

۶- دولت اوباما همین حالا تفنگداران دریایی اش را به یمن اعزام کرده ٬ ناوهایش را به سواحل لیبی و هواپیماهای بدون سرنشینش را در همه جای منطقه. و وعده داده تمام کسانی که در اتفاقات حمله به سفارتش در بنغازی دخالت داشتند را به سزای عملشان برساند. افراد بعدی که در حملات این هواپیماها کشته شود در لیبی خواهند بود ٬ با حضور تفنگداران دریایی در صنعا مخالفت ها و انفجارها در یمن بیشتر خواهند شد و امریکا بیشتر و بیشتر در باتلاق خاورمیانه فور می رود. چون هر واکنش امریکا فقط منجر به پیوستن افراد بیشتری به گروه های سلفی و غیرسلفی مخالف واشنگتن می شود. 

۷-  امریکا از شرکت گوگل خواست ویدئو را از روی سایت بردارد. گوگل این تقاضا را مخالف بندهای اساسنامه خود خواند و قبول نکرد هرچند لینک های ویدئو در لیبی ٬ مصر ٬ پاکستان٬ هند و اندونزی را بست و افغانستان و پاکستان و هند خودشان هم یوتیوب را بالکل فیلتر کردند. بماند که این دولت امریکا و هیلاری بودند که استفاده از یوتیوب و توییتر را به مخالفان سبز در ایران توصیه می کردند و بعدتر همان ها علیه دیکتاتورهای دلبند امریکا بکار رفت. 

۸- یک انیمیشن داستانی-مستند و ضد اسراییلی هست به نام « والس با بشیر» که به بازخوانی کشتار صبرا و شتیلا می پردازد. این فیلم را یک کارگردان اسراییلی به نام اری فولمن ساخته و فیلم بسیار قشنگی است که جوایز زیادی هم گرفته است. چندین نسخه این فیلم روی یوتیوب بطور کامل بود اما اخیرا شنیده ام که  یوتیوب تمامی آنها را از روی سایتش برداشته و شاید فقط بتوان تریلر هایش را دید.  البته برای برداشتنش نیاز چندانی به فسفر سوزاندن نیست و به راحتی میتوان حدس زد که چرا!  

۹- نهایتا اینکه در تمامی تحلیل هایی که در مورد اتفاقات این هفته می خوانم و می بینم و می شنوم هیچ کدام رسما و غیر رسمی به نفس اتفاقی که افتاد و آنهم بی احترامی به پیروان یک دین بزرگ بود اشاره نمی کنند. اصولا هیچ کدام این اتفاق را دلیلی بر حملات نمی دانند. بیشتر این تحلیل ها براین موضوع استوار هستند که حملات به سفارت خانه به دلیل سالگرد یازده سپتامبر و از پیش طراحی شده بوده اند. هیچ یک اما٬  این تلقی که این فیلم عمدا در سالگرد یازده سپتامبر منتشرشد٬  را در نظر نمی گیرند. همانطور که گفتم نام و نقش اسراییلی ها کاملا پاک شده است. بنابراین امریکایی ها طبق معمول ترجیح دادند سرشان را مثل کبک زیر برف فرو کنند و هیچ صدایی را بجز وقتی که با نظرات خودشان هماهنگ باشد ٬نشنوند. اعتراض هم نوعی آزادی بیان است . اما آزادی بیان از نظر امریکا فقط برای خودش ٬ دوستان و متحدانش و مخالفان دولت های دشمن پذیرفته شده است و نه هیچ کس دیگر.

۱۰- حمله به سفارت خانه امریکا در لیبی درست یادآور حمله به سفارت این کشور در تهران ۱۹۷۹ بود. اتفاقی که منجر به شکست کارتر در انتخابات شد. آیا این سرنوشت اوباما هم خواهد بود ؟ بعید می دانم چون آن اتفاق همراه با ۴۴۴ روز گروگان گیری بود اما حالا چنین وضعیتی وجود ندارد. اما امریکایی ها هرگز زخم و درد آن را فراموش نمی کنند و شاید به نوعی بتوان گفت این ایرانی ها بودند که برای اولین بار روی دنیا را برای حمله به سفارت های امریکا باز کردند. ( هرچند خودشان هم قربانی چنین اتفاقی در لندن و بعدها افغانستان شدند) و نهایتا آنکه می دانید نفر بعدی که توسط هواپیماهای بدون سرنشین امریکا کشته می شود چه کسی خواهد بود ؟ این فردی که در عکس می بینید و در حمله به سفارت های غربی در خارطوم حضور داشت . جرمش ؟ القاعده در لباس مبدل بنفش بوده که بطور فعالانه در حمله به سفارتخانه ها و اتش افروزی علیه منافع امریکا شرکت داشته است و همین بلوز بنفش که دگمه هایش باز است و آن زیرپوش سفید و بدن لاغر برای اثبات وابستگی او به القاعده کافیست.  


حمله به سفارت آلمان در خارطوم

پی نوشت : انتشار هرگونه مطلبی از وب لاگ در هر کجا منوط به کسب اجازه از نویسنده است.         
Post a Comment