Saturday, January 10, 2009

حسین (ع) که بود ؟ حسین (ع) چه کرد ؟


سال پیش در تهران یک نوحه گل کرد. نوحه ی یک عرب عراقی با شعری فارسی که فقط شرح گفتگوی امام حسین ( ع) و شمر بود. ما این گفتگوها را بارها در میان روضه خوانی ها شنیده ایم. وقتی که در روضه های بی پایان ، شمر ساعتها روی سینه امام حسین می نشیند و امام او را نصیحت می کند. اما این گفتگو از جهتی فرق داشت. شرح قهرمانی بود: صدای یک قهرمان بزرگ که از درازنای تاریخ می آمد ، صدایی بود که به یک ناکس بی چیز فخر می فروخت و به او یاد آوری می کرد با چه کسی روبروست شاید آن فرد بی آبرو حیا کند و خجالت بکشد. در تمام این سالها داستان حسین بن علی ( ع) داستان بیچارگی ، ظلم ، غم و غربت بوده است. بله همه آنها بوده اند هرچند منهای بی چارگی. که حسین(ع) مظلوم بود ، غریب بود ، تشنه بود ولی بیچاره و مستاصل نبود. حسین(ع) یک قهرمان بود. یک شهسوار که به راهش اعتقاد داشت و خوشبخت بود چون لااقل بهترین دوستانی را داشت که تاریخ می تواند به خود دیده باشد. برادران و برادرزاده ها و خواهرزاده ها و دوستان و اقوامی داشت که سربازان فدایی او بودند و هیچ کدام حاضر نشدند تا زمانی که زنده اند جنگیدن او راببینند. یاران حسین بن علی (ع) بهترین بودند و این خودش کم نیست. کدام کسی را در تاریخ سراغ دارید که افرادش با همه ایمان و اعتقاد برایش جنگیده باشند و به او بگویند اگر هزار جان داشتند و هزار بار زنده می شدند ومی مردند و خاکسترشان برباد می رفت بازهم برای او حاضر به جان فشانی بودند ؟ - به نقل از پیر سربازان او حبیب بن مظاهر-
عیسی (ع) 12 حواری داشت که یکی او را لو داد و دیگری تا صبح نشده سه بار منکر شناسایی او شد و حسین(ع) چه یاران وفاداری . پس حسین (ع)تنها نبود. حسین (ع)فقط حاضر نبود زیر بار ظلم برود و " مثلی لا یبایع مثله " کسی مانند من ، با این خانواده سرشناس و بزرگ و عالی مقام با کسی مانند یزید با آن پدر و و مادر و تاریخ و پیشینه دست دوستی نخواهد داد. این سر حسین( ع) بود. حاضر نشد زیر بار ظلم و فساد برود. او خودش را برای هیچ کس فدا نکرد - برخلاف آنچه مسیحیان در مورد عیسی بن مریم (ع) می گویند- حسین(ع) فقط در راه خدا پا گذاشت و کشاندم دوست کوی به کوی : پس با راهنمایی دوست تا آخر راه رفت .
اگر تا ساعتها نیز در مورد امام حسین (ع)حرف بزنیم یا بنویسیم حتی برای یک لحظه حق مطلب ادا نشده است اما باید این راهم بنویسیم که بزرگترین افتخار امام حسین این بود که برترین و بهترین شاگرد مکتب پدرش بود. علی بن ابی طالب (ع) . بزرگ مرد سالار و قهرمان آغازین سالهای اسلام. شاید دلیل جان فشانی یارانش هم این باشد که همه آنها با واسطه و بی واسطه یاران علی (ع)بودند و از استادی مانند علی (ع) شاگردانی غیر از این اگر بوجود می آمد جای تعجب داشت.
داستان کربلا داستان آب چشم است و غرور و سربلندی .
امام حسین (ع)هرچه داشت داد : پسر ، برادر، برادروخواهرزاده ، ؛ کودک و بزرگ ، خرد و کلان. زن و مرد و جان که بهترین و برترین سرمایه هرانسانی است. جانی که حق نداری با دست خودت آنرا پس بدهی ولی حسین(ع) آنرا در طبق نهاد و با سرتقدیم معشوق کرد.معشوقی که خواست تورا کشته ببیند : ان شاء ان یراک قتیلا

عاشقان کشتگان معشوقند
برنیاید زکشتگان آواز

حسین (ع)بزرگترین قمار تاریخ را کرد و آن را برد :

خنک آن قمار بازی که بباخت هرچه آن چه بودش

حسین (ع)هرچه داشت باخت و تا ابد الآباد برد. احترام ، بزرگی ، سربلندی ، خاطره و عشق واشک همه انسانهایی که می خواهند آزاد باشند و حسین (ع)مراد وسمبل و الگوی همه آنهاست

Posted by Freshteh Sadeghi. فرشته صادقی
Post a Comment