Tuesday, March 23, 2010



عرض شود که
امان از دست این دید و بازدیدها. فی نفسه امر خوبی است. آدمهایی که دقیقا یک سال پیش دیدی و لزومی هم به دیدنشان بیشتر از یک بار در سال نیست را می بینی و صله رحمی و اقوام دوری و ... اما یا بقول برادران و خواهران اذربایجان آما..... آما
امان از آن موقعی که مهمان ها می آیند ، یکی می رود بالای منبر و حاضر نیست بیاید پایین ؛ از زمین و هوا و دریا و موسی و چوپان و بحث فلسفی و بزغاله و ماشین آلات و " باور دارید که پسر 12 ساله لیسانس گرفت ؟ " و بحث بر سر جبر و اختیار و استثنا و در امریکا که می روید بچه شش ساله می رود مدرسه.... عوامل محیطی فنی. بچه از 5 سالگی می رود ... این ذهنش را می آورد. ... آقای ... بچه ام را از 3 سالگی فرستادم کلاس زبان ... جهش در مغزها وجود دارد.... این بچه است قبول کنید لیسانس را گرفته ولی بچه است .. امام نهم بچه بود... برق 250 ولت.

مهمانان عزیز ! می روید جایی کنگر نخورید لنگر بیندازید.
امان .. امان از دست کسانی که می روند جایی مثل سیمان پهن می شوند و آنقدر محکم سرجایشان می نشینند که باید با کلنگ زیرشان بزنی.

خدامرگم بدهد. می خواستم اولین پست امسالم یک موضوع درست و درمان باشد نشد. نگذاشتند. دوساعت است نشسته اند. ای خدا! چه کار کنم.
!




Posted by Freshteh Sadeghi .فرشته صادقی
Post a Comment