Wednesday, July 3, 2013

تله های دموکراسی: در مصر چه می گذرد؟



۱- من زیر بار بدعت های غیر قانونی نمی روم. : سید علی خامنه ای ٬‌رهبری جمهوری اسلامی ایران- ۲۹ خرداد ۱۳۸۸ در پاسخ به درخواست و اعتراضات کسانی که عقیده داشتند در انتخابات تقلب شده و خواهان ابطال آرا بودند. 

۲-این روزها مصر اوضاع خوبی ندارد و هر لحظه می رود که به وضعیتی انفجاری برسد و همه سعی می کنند  مانع رسیدن به این وضعیت انفجاری شوند اما در واقع مصر بر سر دوراهی قرار گرفته است که آینده این کشور را از حالا به بعد در وضعیت بدی به تصویر می کشد. 

یک سال از انتخاب محمد مرسی به عنوان اولین رییس جمهوری مصر که در انتخاباتی آزاد و پس از سه دهه دیکتاتوری محمد حسنی مبارک ٬به قدرت رسید می گذرد. در یک سال گذشته محمد مرسی که از سوی جنبش اخوان المسلمین کاندیدا شد و به قدرت رسید نتوانسته است خواسته های مردمی که ۳۰ سال زیر دست دیکتاتور بزرگ شده بودند را برآورده کند. فساد اداری بیداد می کند٬ بازمانده های رژیم مبارک همچنان در بسیاری از پست های کلیدی هستند٬‌ا وضاع اقتصادی خوب نیست و مصر به مدد ۴ میلیارد دلار وام قطر توانسته اوضاع اقتصادی را سرپا نگه دارد ٬‌سینا ناامن است ٬ مبارک محاکمه نشده و در چند موردی هم که محاکمه شده خودش و پسرانش عملا از اتهامات مبرا شدند٬ اعضای بلندپایه دولت مبارک و نیروهای امنیتی که در کشتار ۸۰۰  تظاهرکننده در سال ۲۰۱۱ نقش داشتند هم یا زندان های کوتاه مدت محکوم شدند یا عملا از اتهامات تبرئه شدند. سلفی ها جولان می دهند که نمونه آن کشته شدن ۱۰ روز پیش چند شیعه در استان جیزه در جنوب قاهره به دست سلفی ها و اوباش اخوان بود و نهایتا مرسی در گردهم آیی سلفیون ضد سوری شرکت کرد٬‌روابطش با سوریه را قطع کرد و یکی از مقامات کشورش اعلام کرد از نظر دولت مانعی برای پیوستن مصری ها به جنگ علیه بشار اسد در سوریه وجود ندارد. مرسی بارها در طی سخنرانی های یک سال گذشته اش - همچنان که در تهران- علیه دولت دمشق شعار داده و از اسد خواسته به خواست مردم احترام بگذارد و محترمانه کنار برود. 

و حالا اتفاقی که بر سر اسد آمد بر سر مرسی می آید.

جنبشی به اسم تمرد متشکل از گروه های مختلف اپوزیسیون٬ گروه های جوانان فعال در زمان انقلاب و البته سران شاخصی مانند محمد  البرادعی٬‌حمدین صباحی و عمر موسی مدتی است دست به راه انداختن کمپینی علیه مرسی کرده اند. تمرد از مردم خواسته بود ۳۰ ژوئن ( یکشنبه ۱۰ تیر) به خیابان ها بیایند و مخالفت خود را با مرسی اعلام کنند. اخوان المسلمین زودتر از هوادارانش خواست و انها را روز جمعه به خیابان ها کشاند. به این ترتیب سلسله درگیری های خیابانی شروع شد که تا شب گذشته و در عرض یک هفته ۴۷ کشته و بیشتر از ۱۵۰۰ مجروح در سراسر کشور برجا گذشته و دفاتر اخوان و شاخه سیاسی آن حزب عدالت را در آتش و غارت فرو برد. 


مخالفین می گویند مرسی باید کنار برود٬‌استعفا بدهد و یک دولت موقت بدون اخوان تشکیل بشود تا اوضاع کشور آرام شود. مرسی می گوید چون از طریق صندوق رای انتخاب شده و بیشتر از نیمی از رای دهندگان به او اعتماد کرده اند دلیلی ندارد مشروعیت خودش را زیر سوال ببرد و حاضرست بمیرد اما غیر ممکن است استعفا بدهد. 
در این میان ارتش  که رییس آن -ژنرال عبدالفتاح السیسی- وزیر دفاع مرسی هم هست ۲ بیانیه داده است:  بار اول به دو طرف ۴۸ ساعت مهلت داد تا با هم کنار بیایند و در غیر این صورت خودش وارد می شود٬‌پارلمان و قانون اساسی را ملغی اعلام کرده و دولت موقت تشکیل می دهد. مرسی که حاضر به کوتا آمدن نیست به ارتش هشدار داد که دست از تهدید بردارد و ارتش در پاسخ اعلام کرد تا آخرین قطره خونش می ماند و از مردم در مقابل تندروها و احمق ها حمایت می کند و حالا که بیشتر از یکی دو ساعت به پایان مهلت ارتش باقی نمانده معلوم نیست با سرسختی مرسی اوضاع مصر روبه کدام طرف برود. آیا ارتش دست به کودتا خواهد زد ؟ 
بعضی عقیده دارند ارتش با چراغ سبز امریکا این کار را می کند. در این صورت سران اخوان و مرسی و رهبران خیابانی آنها همگی حبس خانگی و یا دستگیر خواهند شد اما چه برسر مردم در خیابان ها می آید؟ از سویی دیگر گفته می شود ارتش مصر بابت اقدام مرسی در مورد سوریه از او عصبانی هستند ( با در نظر گرفتن روابط برادرانه مصر و سوریه در زمان ناصر و ملحق شدن آن دو در همان زمان در یک جبهه واحد علیه اسراییل)  و همین باعث شده که بخواهند به روشی او را کنار بگذارند.

تجمع مخالفان مرسی در میدان تحریر قاهره 

در سال ۱۹۹۲ جبهه رستگاری ملی که متعلق به اسلامگرایان الجزایر بود برنده انتخابات پارلمانی شد. ارتش الجزایر از ترس به قدرت رسیدن اسلامگراها اجازه برگزاری دور دوم انتخابات را نداد و دست به کودتا زد. در الجزایر جنگی داخلی راه افتاد که حدود ۱۰ سال طول کشید و گفته می شود بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ هزار نفر از دو طرف کشته بر جا گذاشت. این اتفاق و دست به سلاح بردن اسلامگراها همچنین باعث افراطی تر شدن آنها شد و پای گروه های سلفی و وهابی را به معرکه باز کرد. 

مصر امروز دقیقا در همان وضعیت قرار دارد : اگر مرسی استعفا بدهد و زیر بار خواسته مخالفان برود هم مشروعیت ریاست جمهوری را زیر سوال برده و هم راه را برای اتفاقات مشابه باز کرده است. شاید دولت موقتی بر سر کار بیاید و مدتی بعد در انتخابات جدید رییس جمهور دیگری- بگوییم این بار از اپوزیسیون - انتخاب شود. چه تضمینی هست در جامعه که عملا از نظر فکری دوپاره شده سال آینده هواداران مرسی امروز و مخالفان رییس جمهور بعدی به خیابان ها نیایند و درخواست استعفای او را نکنند؟ و در آن صورت آن رییس جمهور جدید چه باید بکند؟ 
از سویی دیگر مرسی با  استعفای خودش به هوادارانش پیام می دهد که رای آنها ارزشی نداشته و آنها را به سوی رادیکالیزم یا گذشتن از اخوان و رفتن به سوی ایدئولوژی های دیگر- حتی شیعه- سوق خواهد داد. 
اگر مرسی همچنان بر مشروعیت و حق خودش پافشاری کند و نهایتا ارتش را مجبور به کودتا کند آن موقع است که ماجرای الجزایر تکرار خواهد شد و جنگ داخلی مشابه سوریه این بار در مصر راه می افتد. 

این چند روز من با چند تا از دوستانم در این مورد بحث می کردیم : شما یک بازی به اسم دموکراسی دارید که بر اساس مکانیزم انتخابات و صندوق رای  عمل می کند ٬ نمی توانید هرزمانی که نتایج آنرا نخواستید یا باب میلتان نبود زیر میز بازی بزنید و همه چیز را بهم بریزید. ( این دقیقا اتفاقی است که در انتخابات سال ۸۸ ایران و بعد همین امسال افتادو شاید سال ۹۶ اگر روحانی باردیگر رای نیاورد تکرار شود) اگر حتی قرار به عوض شدن دولت باشد این کار باید از طریق صندوق های رای انجام بشود و لاغیر. 
مشکلات رسانه های آزاد و گروه های اپوزیسیون در کشورهایی که سابقه دیکتاتوری دارند اینست که مثلا در اروپا مردم به لوازم دموکراسی پایبند شده اند و دولت ها را برای همین پایبندی قبول دارند. مردم در این کشورها که عمدتا سیستم پارلمانی و احزاب  دارند نه ریاست جمهوری٬ دست به براندازی نمی زنند حتی اگر درشدیدترین وضعیت مخالفت باشند و دولت ها به خود حق می دهند بر اساس همان قواعد دست به سرکوب مخالفان بزنند. ( در طی راه پیمایی های اخیر در اروپا بابت وضعیت اقتصادی و در امریکا در جنبش وال استریت همین را شاهد بودیم) . در خاورمیانه اما مردم هنوز تمرین دموکراسی نکرده اند ٬ پس فکر می کنند هر زمان اراده کردند می توانند انقلاب راه بیندازند و سرنگون بکنند غافل از اینکه این کارها همیشه هزینه های زیادی به یک کشور وارد می کند و حتی می تواند باعث اتفاقات بسیار بدی شود.

 شاید این مشکل مردم هم نباشد ٬ شاید واقعا مشکل از مفهومی به نام دموکراسی باشد که یا عملا به حکومت اقلیت بر اکثریت به اسم دموکراسی و احزاب منجر می شود یا ما به ازای آن دیکتاتوری و بگیرو ببند است. این شاید همان تله دموکراسی باشد. زمانی متفکران غربی فکر می کردند دموکراسی و سرمایه داری و لیبرالیسم پایان و نهایت تاریخ هستند و همه جوامع به آنها روی خواهند آورد.(فوکویاما)  ولی مسئله اینست که هم دموکراسی و حکومت مردم بر مردم ( که عملا و هرگز این نبوده و نیست و بیشتر حکومت نخبگان و اقلیت سرمایه دار بر مردم است) و کاپیتالیزم هردو به پایان خودشان رسیده اند بدون اینکه جوامع هم به این بن بست رسیده باشند. شاید مردم در کشورها چیزی را می خواهند ماورای دموکراسی های معمول. چیزی که تجربه نکرده اند و فقط قرن ها پیش در مدینه النبی برای زمانی کوتاه تجربه شد٬ این حکومت روزی برخواهد گشت: شاید همه این اتفاقات و شکست ها برای اینست که مردم را برای آن روز مشتاق تر کند.


پی نوشت

۱- در دقایق آخر این نوشته شبکه های خبری می گویند ارتش ساختمان تلویزیون ملی مصر را گرفته است و در عین حال به محمد البرادعی پیشنهاد داده تا دولت انتقالی تشکیل دهد تا در عرض ۶ ماه در مورد سرنوشت و وضعیت مرسی --که رییس جمهور تشریفاتی باقی خواهد ماند-- رفراندوم برگزار کنند. 
۲- نویسنده  مخالف مرسی و سیاست های اوست اما عقیده دارد در وضعیت کنونی ٬ مصری ها باید بیشتر از یک سال ( آنهم بعد از ۳۳ سال دیکتاتوری و ۱.۵ سال حکومت ارتش ) به او وقت بدهند  و لا اقل اجازه بدهند ۴ سال حکومتش تمام شود و بعد خودش و حزبش را بکلی از صحنه حذف کنند. 

۳- نویسنده عقیده دارد زخم های انتخابات سال ۱۳۸۸ هنوز در ایران بازست٬ پرونده آن انتخابات هم همچنان بازست٬ انتخابات سال ۱۳۸۸ مثل آتش زیرخاکستر مانده است و روزی دوباره آن زخم ها سرباز خواهند کرد و آن آتش دوباره داغ خواهد شد چون دو طرف آن دعوا - که یکی مردم باشد و دیگری اقلیت سرمایه دارهمراه با نخبگان سیاسی و اجتماعی - که هر دو طیف سیاسی اصلاح طلب و اصولگرای جامعه ایران را شامل می شوند و همیشه دست در دست و پشت یکدیگر و دربرابر مردم بوده اند-- هنوز حسابهایشان را با هم تماما صاف نکرده اند.  

۴- اخوان المسلمین ثابت کرد اگر در تمام سالهایی که از تاسیس آن می گذرد هرگز نتوانسته دولت تشکیل بدهد یا موفق باشد بدلیل بی عرضه گی و ناتوانی از نظر فکری بوده است. تنها نمونه موفق حکومتی برخاسته از تفکر اخوان حماس در غزه است که آنهم بیشتر از اینکه بخواهد به مدد برادران اخوانی باشد به دلیل کمک و ایدئولوژی فکری ایران شیعه بوده است و گرنه دیگر به همه ثابت شده از دیگ جنبش های اهل سنت هیچ آبی گرم نمی شود شاید چون به دو اصل فکری شیعه که حسین  (ع) و مهدی (ع) هستند٬ ایمان ندارند.

  
  
Post a Comment