Tuesday, February 19, 2013

کشتار شیعه در پاکستان


این عکسی که اینجا می بینید عکس ناراحت کننده ای است ولی این واقعیت هرروزه ای ست که بر سر بخشی از شیعیان پاکستان می رود. واقعیتی که تنها علت آن در درجه اول شیعه بودن آنها و در درجه دوم به علت قومیت و اقلیت - در چند اتفاق اخیرهزاره -آنهاست. 

 
انفجار دو روز پیش در شهر کویته پاکستان یکی از بدترین انفجارهایی بود که در چند سال اخیر علیه شیعیان پاکستان طراحی و انجام شده بود و تقریبا ۹۰ نفر ( تا دیشب ۸۹ نفر) و بیشتر از ۲۰۰ مجروح بجا گذاشت. گفته می شود مواد منفجره در یک تانکر آب کار گذاشته شده بود و در بازار شهر هزاره که در حومه کویته قرار دارد منفجر شد. البته کمتر از یک ماه پیش در دهم ژانویه هم انفجاری در همین شهر رخ داده که ۹۲ شهید برجا گذاشت. پس از انفجار ماه پیش شیعیان که به شدت خشمگین بودند حاضر به دفن مرده ها نشدند و کار به جایی کشید که دولت اسلام آباد مجبور شد دولت و مجلس محلی ایالت بلوچستان را منحل کند و حتی خود رحمان مالک وزیر کشور در میان شیعیان عزادار حاضر شود. حالا هم شیعیان سه روزست شیعیان از دفن مرده ها خودداری می کنند و این بار سه خواسته از دولت دارند و منتظرند دولت به خواسته های آنها پاسخ بدهد. این خواسته ها عبارتند از:

۱- اعلام قانونی مبنی بر جرم قرار دادن حمله به شیعیان 
۲- فرستادن ارتش برای سرکوبی گروه های مخالف شیعه خصوصا گروه سنی مذهب و تکفیری لشکر جهنگوی که مسئولیت این چند انفجار را برعهده گرفته است. 
۳- قول دولت به حمایت و حفاظت از شیعیان پاکستان 



حالا اگر دولت پاکستان به این خواسته ها تن ندهد مطمئنا یک جنگ قومی و البته مذهبی در کویته راه می افتد که دامنه هایش بزودی به تمام نقاط پاکستان خصوصا در مناطقی مانند شمال غرب --که آنجا هم شیعیان مرتبا تحت فشار و کشتار هستند --و همچنین شهر کراچی می رسد و ناامنی کشور نه چندان آرام پاکستان را فرا خواهد گرفت.

اما چرا کشتار شیعیان هزاره ؟ 

در مورد پاکستان تناقض عجیبی وجود دارد و آنهم اینکه رهبران این کشور که جدایی پاکستان ( و بنگلادش) را از هند به بهانه جدایی مسلمانان از هندوها و پایان دادن به سختی های مسلمانان در میان اکثریت هندو را ترتیب دادند اکثرا شیعه بودند. این یکی از واقعیت های نادیده مانده شده در مورد پاکستان است. محمدعلی جناح مشهور به قائد اعظم بنیان گذار پاکستان ٬ فاطمه جناح خواهر او ٬ علامه محمد اقبال لاهوری٬ محمدعلی جوهر و لیاقت علی خان همگی شیعه بودند ( در مورد ۶ امامی و ۱۲ امامی بودن آنها شک دارم.) ولی بهرحال از زمان ژنرال ضیاءالحق که با کودتای نظامی علیه ذوالفقار علی بوتو به قدرت رسید گروه های تندروی سنی از نوع وهابی و حتی بدتر که عمدتا پشتون هستند به قدرت رسیدند که یکی از آنها لشکر جهنگوی و دیگری
سپاه صحابه است که شیعیان را رسما رافضی و ریختن خون آنها را عین صواب می دانند. این پیوندها در زمان بی نظیر بوتو و نواز شریف محکم تر شدند - بگذریم که نهایتا بی نظیر قربانی همین سیاست های زمان خود شد--از طرفی پاکستان موزاییکی از اقوام و قومیت های مختلف است که تنها عامل نزدیکی آنها به هم مسلمان بودن است و لا غیر و این گروه ها شامل بلوچ ها٬‌پشتون ها٬‌ پنجابی ها و گروه های دیگر هستند که اقلیت های قومی چون همین هزاره ها را شامل می شوند. هزاره های پاکستان هم ریشه در هزاره های افغانستان دارند که در شمال کابل مستقر هستند ( در بامیان ) و شیعه اند و طی قرنها همیشه و همیشه مورد ظلم و ستم خلفای سنی مذهب قرار گرفته اند. هزاره های پاکستان عمدتا در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم به پاکستان کنونی مهاجرت کردند اما همچنان در این کشور اقلیت محسوب می شوند و حقوق آنها همچنان نادیده گرفته می شود.
اما اینجا یک نکته وجود دارد : شیعیانی که در پاکستان مورد هدف قرار می گیرند تا آنجایی که من متوجه شده ام شیعیانی هستند که هوادار شیعه سیاسی به سبک  ایران هستند. چه شیعیان کراچی ٬ چه شیعیانی که در پاراچنار در شمال غرب در مناطق قبایلی هستند و چه شیعیان کویته. حالا چرا شیعیان سیاسی ؟ چون پاکستان شیعیانی دیگر از نوع ۱۲ امامی و ۶ امامی هم دارد که معمولا نه مورد هدف قرار می گیرند نه اسمی از آنها برده می شود. شیعیان ۱۲ امامی و غیر سیاسی پاکستان که به آنها خوجه هم گفته می شود بیشتر در حوالی شهر حیدرآباد زندگی می کنند.عمدتا تاجرپیشه هستند و بیشتر در محله ها و مناطق خاص خودشان ساکن هستند و بجز خودشان نه به اهل سنت و نه با سایر شیعیان ارتباطی ندارند. اسماعیلی ها یا ۶ امامی ها معروف به نزاری ها هم که عمدتا از سوی کریم الحسینی مشهور به آقاخان  امام ۴۹ ام خود که با فرانسوی ها و انگلیسی ها رابطه دارد حمایت سیاسی می شوند. بنابراین تنها گروهی که پشتوانه زیادی ندارند همان شیعیانی هستند که با ایران مراوداتی دارند و بسیاری از آنها در طی چند سال اخیر در بازگشت از سفرهای زیارتی به ایران و عراق توسط گروه های سنی کشته شده اند. 


سوال اینجاست که چرا دولت پاکستان حفاظت از این مردم را مد نظر قرار نمی دهد ؟ و از سویی دیگر آیا ایران به عنوان تنها دولت شیعه مذهب در دنیا می تواند کاری برای شیعیان پاکستان انجام دهد یا خیر؟ در مورد دولت اسلام آباد باید دانست که دولت نه توانایی محافظت از این مردم را دارد و نه چندان مایل به سرکوب گروه ها تندروی سنی ست چون بیشتر آنها از طرف عربستان سعودی حمایت می شوند و سرکوب آنها یعنی درانداختن اسلام اباد با پشتوانه مالی قوی به نام عربستان ( که سودش به نفع ایران خواهد بود!) و بنابراین دولت پاکستان علاقمند به چنین ریسکی نیست. اینست که بازهم  افراد بیگناه و زن و کودک قربانی  اختلافات و دشمنی عربستان با ایران و در عین حال دشمنی کورکورانه و ۱۴۰۰ ساله بخشی از اهل سنت با شیعه می شوند و خواهند شد.
بنظر می رسد در این میان ایران باید کاری انجام دهد و حتی با دادن کمک های مالی یا سیاسی بلاعوض به دولت پاکستان آنها را وادار به کمک و رسیدگی در مورد شیعیان مظلوم پاکستان کند. بعلاوه ایران می تواند با گروه های سنی معتدل روابطی داشته باشد تا از این طریق متحدانی برای حفظ شیعیان پیدا کند. کمااینکه در قضیه پاراچنار گروه های سنی مذهب محلی هستند که تا حدودی هوای شیعیان آن منطقه را دارند و در عوض کمک های دیگری از تهران می گیرند.
 
  
Post a Comment