Tuesday, January 31, 2012

درددل های عمیق یک فراموشکار


این username و password ها مایه گرفتاری من شده اند. زمانی بود که عادت داشتم شماره تلفن های دیگران را حفظ کنم و کلی هم شماره تلفن یادم بود از شماره خانه مادربزرگ گرفته تا دایی، خاله ، عمو ،عمه ، مدرسه ، شماره های دوستان و بعد تر دانشکده و محل کار و .. حالا جای همه آن شماره تلفن ها را لیست اسامی موبایل ها گرفته اند. جالب اینکه من حتی گاهی شماره تلفن خانه را هم یادم می رود.باید آن لحظه فکر کنم تا یادم بیاید چون با speed dial  حتی موقع شماره گرفتن هم لازم نیست دنبال اسم "خانه" برگردی کافیست یک شماره را فشار بدهی تا خانه را بگیرد. حالا اوضاع زمانی چپ اندر قیچی می شود که موبایلت را گم کنی یا جایی بگذاری و یادت نیاید کجا بوده - که کار همیشگی من است- و یا اینکه موبایلت خراب شود و این وسط وقتی موبایل نو می گیری متوجه می شوی نصف شماره ها توی کارت ذخیره شده و نصف دیگر درموبایل قبلی و خراب هستند و باید حمار آورد و باقالی بارش کرد .. تازه فقط اینها نیستند ، رمز اول اینترنتی، رمز دوم اینترنتی ( برای چند تا کارت ) و بعد ATM و رمز های آن و حالا گرفتاری امشب من  یوزر و پس ورد اند که از بس زیاد شده اند دیگر همه در هم قاطی هستند. امروز داشتم همین را به دوستی می گفتم گفت خب  برای همه یکی انتخاب کن. این درست!. مثلا من برای ATM رمز های یکسانی برای کارت های مختلف دارم. برای رمزهای اینترنتی اول و دوم همان کارت ها هم همین طور. بعد می شود فیس بوک و همین igoogle و بقیه چیزهای مربوط به میل و یو تیوب و همین بلاگر و هرچیزی که به نوعی به گوگل مربوط می شود. خب آنها هم عملا یکی هستند که البته فیس بوکم متفاوت است ، بعد توییتر هم هست و نهایتا روزنامه هایی که عضوشان هستم و برای همه آنها هم تقریبا یک یوزر و پس دارم ( برای اینکه پای آنها در دفاع از ایران کامنت بگذارم باید عضوشان باشم). حالا همه اینها به کنار یوزرو پس های سایت دانشکده هم هستند. دقیقا همین یکی است که کار را خراب کرده ، هرعددی که وارد می کنم و می زنم نمی شود.تازه از بس که وارد کردم ، چون چند تا شماره خاص را بیشتر یادم نیست که ازشان استفاده می کنم و لاجرم باید یکی از همین ها باشد، پیغام داده که تعداد دفعات وارد شدن تان زیاد شده و بسه می خواهیم کرکره را پایین بکشیم!  حالا نمی دانم چه خاکی باید روی سرم بریزم - رس، ماسه ، خاک عادی یا خاک گلدان ؟ چون برای دیدن نمرات و اسم نویسی ترم بعد شدیدا لازم است به سایت دانشکده ورود پیدا کنم . از بس که ماشالله بخش های پشتیبانی هم اهل همکاری هستند از قبل هشدار داده اند که یوزر و پس پرسیدن بی  یوزر و پس پرسیدن! یعنی اگر گم کردید دیگر مشکل ما نیست مشکل شماست! انگار نه انگار که اینها برای همین کار پشتیبانی و کمک به پیچاره ها و فراموشکارها و درمانده هایی مثل من دارند حقوق می گیرند. چکارکنم یادم بیاید ؟  مثلا می خواستم یک پست درست و و درمان بنویسم اما نشد، روسیاهم،  شرمگینم!

** الان حساب کردم دیدم شماره های خانه خودمان ، خانه یکی از عموهایم، مادربزرگ پدری ام ، خانه برادرم ، محل کارمان، منشی رییس مان، مطب های دایی هایم و موبایل یکی از آنها ، موبایل خودم و تمام اعضای خانواده ، شماره دخترخاله ام ( با کمی اغماض) را حفظم. تا اینجا شد 17 تا ! اگر بازهم فکر کنم احتمالا به بیست تا می رسد. حافظه من شده در حد حافظه ماهی قرمز توی تنگ شب عید که تا از این طرف تنگ به آن طرف می رود یادش می رود.

** الان همین سری یوزر ها و پس ورد ها را شماردم شد  9 سری یا شاید هم 10 سری یوزر و پس ورد کاملا جدا از هم .جدی جدی باید یک فکری بکنم!!!!
Post a Comment